عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

247

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

مانده است كه از اين ميان تنها يك دو بيتي به زبان فارسي است وبقيه به زبان عربى سروده شده است . آيا كاشاني در كارنامهء شعر خود ، تنها همين ابيات را داشته است ؟ به احتمال بسيار قوى چنين نيست وآنچه اكنون براي نخستين بار در اين مجموعه در كنار هم مىنشيند « اشعار بجا ماندهء » اوست ونه « مجموعهء كامل اشعار أو » . بهر حال پيش از اين در معرفى آثار فارسي عبد الرزّاق ، از تنها دو بيتي فارسي بجا مانده از أو ياد كردم ودر اينجا به معرفى اشعار عربى أو مىپردازم . اشعار عربى كاشاني را مىتوان به دو بخش تقسيم كرد : الف : قطعه‌ها . ب : قصيده‌ها . 1 - قطعه‌ها . در مجموعهء حاضر پانزده قطعه را با انتساب به كاشاني در كنار ديگر اشعار أو نهاده‌ام . اين قطعات - كه در دامن فرهنگ صوفيانه سروده شده وگاه‌گاه به حالات روحي سراينده خود اشاره دارد - از ديگر آثار أو برخاسته ودر اين بخش باستقلال نشسته است . كاشاني بهنگام ياد كرد از اين اشعار ، به صراحت آنها را سرودهء خود دانسته است ويا عبارات بگونه‌اى است كه نمىتوان آن اشعار را ساختهء ديگرى دانست . 2 - قصائد . اين بخش از منظومه‌هاى بجا مانده كاشاني ، شامل سه قصيدة بلند است . همين جا اشاره مىكنم كه اين سه قصيدة ، تنها با استناد به يك نسخه - كه در حقيقت جامع الرّسائل كاشاني است - به أو منسوب شده ومىتوان چنين احتمال داد كه رونويسگر نسخه در نهادن اين سه منظومه در ميان ديگر پرداخته‌هاى كاشاني بخطا رفته وسروده‌هاى گويندهء ذوقمند ديگرى را به نام أو ضبط كرده باشد . امّا با توجّه به اتقان آن نسخه يگانه ، تا آنگاه كه ديگرى را بعنوان سرايندهء اين اشعار نشناسيم ، مىتوان اين قصائد را با يقين از آن كاشاني دانست . اين سه قصيدة عبارتند از : الف : قصيده‌اى كه عبد الرزّاق بهنگام اداى فريضهء حج پرداخته ودر آن بعضي از